أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
42
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و دشوار نيايد ، بزرگى است كه جبروت و عظمت لايق جلال اوست ، دست شكسته - دلان گيرد اصلاح كارهاى شكستهء ايشان كند ، متكبّر است بزرگوارى و كبريائى رداء عزّت وى است ، پاك است و منزّه از آنچه مشركان بر وى حوالت ميكنند و انباز ميگيرند ، اوست آن خداى كه آفريدگار است و مقدّر جملهء موجودات را از عدم بتقدير حكمت خود بوجود آورد ، آفريدگار است مخلوقات را در ابتدا نه بر مثالى سابق ، [ المصوّر ] نگارندهء صورتهاست هر يكى را بر شكلى و رنگى و نوعى ديگر تا از يكديگر ممتاز شوند باختلاف تأليف و تركيب ، او راست نامهاى نيكو و نيكوتر هر يكى از ديگرى ، تسبيح مىكند وى را آنچه در آسمانها و زمينهاست به آنكه دليل ميكنند بر آنكه ايشان را خالقى و آفريدگارى هست ، منزّه و پاكيزه از همهء عيبها و نقصان « 1 » يعنى جمادات و عقلا « 2 » كه سكّان آسمان و زميناند تقديس و تنزيه وى ميكنند ، و اوست آن خداى كه عزيز است قاهر و غالب ، حكيم است آنچه كند و گويد و فرمايد بر وفق صواب باشد ، لا يحصى ثناء عليه هو كما أثنى على نفسه . از رسول ( ص ) روايت است كه روزى بر منبر استاده بود ميگفت كه : چون روز قيامت باشد خداى تعالى اهل آسمان و زمين را جمع كند همه در صعيد قيامت باشند ندا كند : انا اللّه ، انا الرّحمن ، انا الرّحيم ، انا الملك ، انا القدّوس ، انا السّلام ، انا المؤمن ، انا المهيمن ، انا العزيز ، انا الجبّار ، انا المتكبّر ، انا الّذى بدأت الدّنيا و لم تكن شيئا ، من آنم كه موصوفم به اين صفات ؛ دنيا را آفريدم و هيچ نبود ، من آنم كه بار ديگر باز آفرينم ، كجااند پادشاهان و جبّاران ؟ و گفت : هر كه بامداد سه بار بگويد : اعوذ باللّه السميع العليم من الشّيطان الرّجيم ؛ و اين سه آيت از آخر سورهء حشر بخواند خداى تعالى هفتاد هزار فريشته را موكّل گرداند تا وى را نگاه دارند و بر وى صلوات ميدهند تا شب ؛ اگر در آن روز بميرد شهيد باشد و اگر در شب بخواند هم اين ثواب يابد ، أبو هريره گفت : رسول خداى را گفتم : مرا نام مهين خداى تعالى بياموز ، گفت : عليك به آخر سورة الحشر ؛ سه بار بگفتم ؛ هم اين جواب داد .
--> ( 1 ) - كذا در نسخ و شايد : « نقصها » بوده است . ( 2 ) - در نسخ : « و از عقلا » .